الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

542

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

درآمد يك‌دهم از اراضى مردم كوفه را به وى بخشيد و قول داد كه او را به ازدواج پسرش يزيد درآورد ، از اين‌رو او نيز زهرى را داخل برادهء طلا و آميخته با شربتى شيرين به خورد امام حسن عليه السلام داد ، همين كه زهر واردبدن آن حضرت شد ، پاره‌هاى جگر وى از دهان مباركش سرازير شد ، در آن حال برادرش ، امام حسين عليه السلام بر آن حضرت وارد شد ، پرسيد : برادرم ! چه حالى دارى ؟ فرمود : چگونه باشد حال كسى كه پاره‌هاى جگرش به درون طشت سرازير شده است ! پرسيد : چه كسى با تو چنين كرده است تا من انتقام بگيرم ؟ فرمود : بنابراين من او را به تو معرفى نمىكنم ! و چون هنگام وفاتش رسيد ، به برادرش فرمود : وقتى كه من از دنيا رفتم ، پيكرم را غسل بده ، حنوط و كفن كن و بر جنازهء من نماز بگزار ، و كنار قبر جدم ببر تا در جوار آن حضرت دفن كنى و اگر از دفن من جلوگيرى كردند ، تو را به حق جدت رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و پدرت اميرمؤمنان و مادرت فاطمه عليهما السلام و به حقى كه من بر تو دارم مبادا با كسى درگير شوى . مرا به قبرستان بقيع بازگردانيد و در آن‌جا دفنم كنيد ، و زنهار كه در مورد من كمترين خونى بريزد ! امام حسين عليه السلام وقتى كه از غسل و كفن آن حضرت فارغ شد و بر جنازهء وى نمازگزارد ، جنازهء آن حضرت را حركت داد تا كنار قبر جدش رسول‌خدا صلى الله عليه و آله دفن كند ، به مروان‌بن حكم ، رانده شدهء رسول‌خدا صلى الله عليه و آله خبر دادند ، او شتابان سوار بر استرى رفت تا بر عايشه وارد شد و گفت : يا ام‌المؤمنين ! حسين ، مىخواهد جنازهء